آرزو...
اگر خداوند يک آرزوی انسان را بر آورده می کرد ؛
من آرزو می کردم
دوباره ديدن تو را
و تو آرزو می کردی

نجوای عاشقانه
![]()
اگر خداوند يک آرزوی انسان را بر آورده می کرد ؛
من آرزو می کردم
دوباره ديدن تو را
و تو آرزو می کردی
هرگز نديدن مرا
آنگاه نمی دانم به راستی خداوند کدام را می پذيرفت؟
هرگز نديدن مرا
آنگاه نمی دانم به راستی خداوند کدام را می پذيرفت؟
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:53  توسط محمد
|
