تبليغاتX
خدایا سرای محبت کجاست؟

خدایا سرای محبت کجاست؟

تقدیم به شما...

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1384ساعت 17:49  توسط محمد  | 

کاش...

کاش وقتی به تو می اندیشم، قطرات اشک می گذاشت تا تو را در خیالم خوب نظاره کنم! کاش زبانم و دلم یاری ام می دادند تا با تکرار نام تو، آتش وجودم را برای لحظاتی خاموش کنم و حتی اگر شده لحظه ای به آرامش برسم... چه فرقی می کند! تو شانه هایت را به اندازه چند بند انگشت برای من خالی بگذاری و من همیشـه تو را قبل از آنکه اتفاق بیفتی گریه کردم...
+ نوشته شده در  سوم بهمن 1384ساعت 16:50  توسط محمد  | 

وقتی رفتی...

وقتی رفتی باز هوا بد شد......

 روزگار از بدی بدتر شد.......

  وقتی رفتی آسمون تر شد.......

   گریه ابرا بدتر شد.....

 

گلا پزموردن وای گلا مردن....

 شاخه هاشون زیر پا خم شد.......

  ابرا باریدن دلا پوسیدن .............

   قفس قناری تنگتر شد.................

 

وقتی رفتی باز هوا بد شد......

 روزگار از بدی بدتر شد.......

  وقتی رفتی آسمون تر شد.......

   گریه ابرا بدتر شد.....

 

این دلم مورده دستمو خونده؟؟؟

 صبح تا شب بهونه آورده!!!!!!!!

  بیخبر مونده از همه رونده؟؟؟!!!

   قاصدک خبر نیاورده...............؟؟؟

 

وقتی رفتی باز هوا بد شد......

 روزگار از بدی بدتر شد.......

  وقتی رفتی آسمون تر شد.......

   گریه ابرا بدتر شد.....

 

دیگه برگرد یار!!!

 دیگه بس کن یار!!!

  دل من از قصه داغون شد...

   بی تو من خستم درها رو بستم .....

    همه جا واسم یه زندون شد واسم؟!؟!؟!؟!؟!؟!

 

وقتی رفتی باز هوا بد شد......

 روزگار از بدی بدتر شد.......

  وقتی رفتی آسمون تر شد.......

   گریه ابرا بدتر شد

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1384ساعت 16:49  توسط محمد  |